مریم می نویسد

من مریم 26 سالمه ، منتظرم تا آخرین روزای ماه صفر تموم بشه تا با امید نامزدم عقد کنیم...

 امید فوق لیسانس مهندسی نفت داره و 34 سالشه... توی یه مرکز تجاری بزرگ شمال شهر یه مغازه داره که داده اجاره و خودش به کار آپارتمان سازی مشغوله...

برای انجام کاری اومد اداره ما و توی همون روزا که امید درگیر تکمیل پرونده ش بود من به همون واحد منتقل شدم و ایشون بار دوم که منو دید ازم خواستگاری کرد...

نفهمیدم چطور ولی همه چیز خیلی سریع انجام شد ،من جواب مثبت دادم و خانواده ش اومدن و حلقه نشون اوردن برام و رسما نامزد شدیم...

این روزا استرس انجام عقد، خریدای مربوط به عقد و جهیزیه و از سمتی امتحانای دانشگاهم به شدت وقتمو گرفته و دلمشغولی شده برام...

از سمتی کارمند بودنم هم بخش مهمی از زندگیمو به خودش اختصاص داده که متوجه شدم امید خیلی باهاش حال نمی کنه...

تصمیم دارم با یه مهریه سبک و یه عدد مقدس وارد زندگی مردی بشم که فکر می کنم قسمت من از این دنیا و تمام سختی هاییه که پیش از این کشیدم...

/ 8 نظر / 31 بازدید

انشاالله خوشبخت بشی عزیزم نگران نباش سخته اما با استرس و دلهره کاری پیش نمی بره هر چی آروم تر باشی راحت تر عمل می کنی امیدوارم ی روزی خبر مادر شدنت را بهم بدی

ماه ترین

سلام مطالب خوبی داری ازت دعوت می کنیم به خانواده بزرگ ماه ترین بپیوندی و ماه ترینی بشی!تو تالار گفتگوی ماه ترین منتظرت هستیم!http://forum.mahtarin.ir/

mohammad

تنها چیزی که در زندگیمون به صورت تخصصی بهش تسلط داریم... انتخاب آدم‌های اشتباه برای عاشق شدنه...!!. .. salam khoshbakht bashi janam.omidvaram shoma dar entekhabet eshtebah nakarde bashi.

کبوتر

با آرزوی بهترینها برای بهترینم [ماچ]

ترنج ...ام

روزانه های طلایی داشته باشی عزیزم ...

مامان کوروش ( زهره )

خوشحالم عزیزم برات! به حرفای هیچ کس اهمیت نده! کاری که میدونی درستَ رو انجام بده! بنای زندگی تو همین روزای اولِ که ساخته میشه! عکس بذار برامون عروس خوشگله![پلک]

S&R

مریم جون اومدم،خیلی خوشحالم که خدا رو شکر همه چیز خوبه،ایشاله که همیشه خوب باشی دوست خوبم