ب مثل بستنی نعمت ... بانک شهر

- امید من بستنی موز و شکلات میخوام... می دونی خیلی وقته نرفتیم بستنی نعمت؟؟؟

- بله ولی شما چاق میشی سلطانم...

- عصبانی

 

امروز فیش حقوق اسفند ماه رو توی اداره توزیع کردن. پاداش یکساله هم بهش اضافه شده بود. از ماه گذشته تصمیم گرفتم برم بانک شهر و مبلغ این پاداشو یه حساب باز کنم که فقط خودمو خدا ازش خبر داشته باشیم مژه و هر ماه هم اندکی از حقوق رو واریز کنم و به قول معروف یه پس انداز روز مبادابرای خودم داشته باشم.

ولی وقتی فیشارو دادن من متوجه شدم که مدیر ذلیل مرده ی اداره از 7 ماه ابتدای سال که بنده مدیر یکی از حوزه های مهم بودم چشم پوشی کرده و پاداشی بسیار ناچیز برام در نظر گرفته. تقریبا یک سوم چیزی که فکر می کردم بهم پرداخت میشه.

انقدر عصبانی هستم که حد و حساب نداره.

میگم به نظرتون درسته که حساب مخفی از شوهرم داشته باشم؟ این سئوال ابتداییه و بسیار سطحیه که می پرسم خودم می دونم. ولی معتقدم اگر چیزی پنهان کنم حتما اونم یه همچنین کاری می کنه. از سمتی هم تمام مسائل مالیم رو می دونه و فکر می کنم یه زن باید استقلال مخفی خودش رو برای روز مبادا !!! داشته باشه...

خانمای دوست جونم که میاید اینجا این مطلبو می خونید شما با اینکار موافقید؟ پس انداز مخفی دارید برای خودتون؟سوال

 

دیشب مسئله ای پیش اومد که خیلی گریه کردم. موبایلمو سایلنت کردم و خیلی به سالای گذشته فکر کردم. حتی به نفس عزیزم ( سگ کوچولوم ) که از نامزدیم به بعد دیدنش برام قدغن شد و دل من براش یه ذره شده. و سپردمش به پانسیون و الان نمی دونم کجاس؟ دل شکسته خیلی عکساشو نگاه کردم و گریه کردم.

با خودم فکر کردم که این ازدواج و سختیایی که دارم می بینم و چیزایی که مجبور شدم بذارم کنار ( سگ دوست داشتنیم که دلم براش خونه، خیلی از آزادیام، سفر رفتنام، دوستام و ... ) سختتره یا روزای گذشته با تمام چیزایی که داشتم و دوستشون داشتم؟

کدوم شرایط بهتر بود؟ کدوم سخت تره؟

انقدر فکر کردم و گریه کردم  که خوابم برد.

توی خوابو بیداری متوجه شدم یه نفر داره گونه مو می بوسه. بیدار شدم دیدم امیده...

گفتم یه روز پشیمون میشی از اینهمه اعصابی که ازم خرد می کنی. ولی دیگه خیلی دیر شده اونوقت...

حرف نمی زد... فقط گفت: چقدر زودرنج شدی مریم...

واقعا با خودش چه فکری می کنه؟ انقدر فشارایی که توی این دو ماه بهم وارد کرده و دم نزدم زیاد بود که الان تا چیزی میشه فرتی اشکم می ریزه.

البته جلوی اون گریه نمی کنم ولی پف وحشتناک چشمام حالیش می کنه چه خبر بوده...

- پاشو بریم بستنی نعمت...

- حوصله ندارم... سرم درد می کنه.

دستمو می گیره و سعی می کنه به زور از روی تخت بلندم کنه. مقاومت می کنم و متاسفانه با صدای بلند می زنم زیر گریه.

احساس می کنم خجالت کشیده از بعداز ظهری که برام درست کرده بود.

می شینه روی لبه تخت و خم میشه بغلم می کنه. مثل همیشه گرم و با محبت...

در آخر مجبور میشم صورتمو بشورم و یه مانتو تنم کنم و همراهش بشم...

در بستی فروشی که می رسیم خیلی اصرار می کنه باهاش برم و با هم بستنی انتخاب کنیم ولی اصلا حال و حوصله ندارم. احساس می کنم حوصله خودمم ندارم.

یکی دو قاشق بستنی و حرفای امید و بوسه هاش و دلجوییاش و سردرد شدیدم آخرین چیزاییه که از دیشب یادم میاد.

/ 30 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارزو

البته من گوش ندادم وبه خاطر راحت شدن از شر این موها رفتم لیزر که اونم نتیجه دلخوام نشد به اضافه اینکه حتی بعد پایان دوره های لیزر باید سالی دوبار به صورت مداوم لیزر کنی برای همیشه تا مثلا برنکرده که من به خاطر نوع پوستم این کارو نکردم چون میدونستم پوستم اسیب میبینه البته دکترم هم منعم کرد ...درحال مریم جان اگهپیش دکتر خاصی همیشه میری وب انوع پوستت اشنایی داره حتما دراین برا صحبت کن خیلی از دکترای پوست فقط به خاطر خودشون این کارو انجام میدن کلیم تعریفای الکی و... میکنند دیگه اینا همه اطلاعاتم از لیزر بود درمود حساب شخصی هم برای خانوما کاملا موافقممممم عزیزم اقایون هرچقدرهم که همه چیزشون بگن حالا مخصوصا درباره مسائل مالی بازهم یه چیزایی سکرت ب رای خودشون دارند ...چرا تو نداشته باشی به نظر من همچین پشتوانه ای برای خانوم لازمههههههه

ارزو

ادامهاون نظر قبلیمه که نصفه رسیده بوددددد

برادر

یعنی بعضیا واقعا بد بهت راهکار میدنا .ولشون کنی طلاقتم میگیرن .درعجبم خواهر[خنثی][تعجب] بنظر من .البته نظرمیدما بهش بگی که میخای یه حساب برا خودت داشته باشی بهتره .باتوجه به این که همسرت به قول خودت وضعیت بدی نداره فکر نکنم جلوتو بگیره و نذاره این کارو بکنی.البته باز خودت مختاری .اینو البته قرار بود خانوما راجبش نظر بدن . شرمنده . واقعا بعضیا دوست دارن ها اصن اعصابم ندارن[اوه]

برادر

چرا نگفتی اسفند تولد ته

رز

مريم عزيزم سلاممممممممم عزيزم دوران عقد هينه كلا تا بيفتي رو غلتك مشكلات خاص خودش رو داره برا بس انداز هم داشته باشي بهتره واقعا برا خانوما روز مبادايي هست خيلي خيلي نديده دوستت دارم گل نازم[قلب]

عطیه

مریمی من 22 سالمه ولی دوساله ازدواج کردم[ماچ]

کیمیا

سلام مریم گلی راستش نسخه مشترکی برای همه نمیشه پیچید. من و همسرم هیچ چیز مخفی ای هز هم نداریم.نه من و نه اون.یعنی واقعن تا حلا نشده که هیچ وقت حتی وقتی از هم دلخوریم کسی بگه پول من، خونه من ، یا مثلا ماشین من. اما گفتم که این نسخه برای همه جواب نمیده.خیلی خیلی خیلی به دید دو طرف بستگی داره.... ما به زندگی مشترک واقعا به چشم همه چی اشتراکی نگاه میکنیم....

naz

midoni kolan penhoon kari kare khobi nist, amma hame chiz barmigarde be khodeton kheili ha mani va toe daran age hes mikoni injorie ke are boro baz kon, amma age na poleto beriz toe hesabe khodet amma makhfish ham nakon, amma yadame vaghty raftid mosaferat migofty kheili ba pol rahat nis, hesabeto baz kon amma makhfi na!

فروغ

امروز دعام كن مريم... دعا كن برام كه شديدا محتاجشم! [نگران]

mariana

سلام مريم جون[گل] اولين بار كه ميام به وبلاگت، وبلاگ زيبايي داري.منم اسمم مريمه و شاغل ام ونظرم اينه كه يه خانم شاغل حتما بايد واسه خودش يه مقدار پس انداز داشته باشه واسه روز مبادا.من خودم اين كار و كردم و يه روزي كه همسرم به پول احتياج داشت پولامو رو كردم[چشمک] راستي عزيزم از آشناييت خوش وقتم.خوشحال ميشم بهم سر بزني [گل]