یک فنجان عسل و عاشقانه ها

سال نو ... پست نو

سلااااااام و سال نوی همگی مبارک امیدوارم سال جدید سال تمام خیر و خوبی ها براتون باشه.

دیگه عذرخواهی کردن از شما که اینقدر خوب و با معرفتید برای خودم زشته از بس بی توجه بودمخجالت...

می دونم درکم می کنید البته خیلی مقصرم. دوستتون دارم که اینقدر خوبید.

الان دارم با عجله می نویسم چون باید دوش بگیرم و بریم عید دیدنی خونه مامان بزرگ امید

اول اینکه قرار بود آخر سال 92 عروسی ما باشه و همه چیز رزرو بود ولی بنا به دلایلی که توی پست بعدی میگم عروسی موکول شد به اردیبهشت.

اصلا نگران نشید. اصلا چیز بدی اتفاق نیفتاده.

من و امید به لطف خدا و با دعای شما و البته بعد از گذروندن پستی و بلندی های بسیار الان دیگه با هم تفاهم زیادی داریم و خداروشکر روزای عسلی و قشنگی رو می گذرونیم.

حالا هم میخوام همینجا قول بدم که زود به زود بیام و بنویسم و توی این روزای باقی مونده تا مراسمم ازتون کلی مشورت میخوام.

ضمنا نظرات رو با عرض پوزش در اولین فرصت تایید می کنم ولی همه رو خوندم.

به امید دیدار خیلللی سریع...ماچ

 

[ ۱۳٩۳/۱/٤ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ maryam ]

[ نظرات () ]