یک فنجان عسل و عاشقانه ها

نوروز مبارک

 

تقریبا بعید می دونم تا انتهای سال بتونم آپ کنم...

البته چیزی هم دیگه نمونده...

میخوام اگر فرصت کنم توی این دوروز سفره هفت سین آماده کنم چون هنوز فرصت نکردم...

الان داشتم به تقویم 91 نگاه می کردم... خاطرات زیادی از جلوی چشمم رد شد...

نیمه اول نه چندان خوب... از دست دادن پست مدیریتم و فشارای روانی محیط کار

تنها خوبیش دو تا سفر کیشم و عمل بینیم بود. و البته رد شدن از یه حلقه آتیش!!!

نیمه دوم سال اما...

آشنایی با امید و نامزدی و عقدم بود...

بعد هم سفر دونفرمون به مشهد و تولد برادرزاده م...

با همه سختی ها و شیرینی ها سال 91 گذشت و برآیند این سال برام مثبت و پر از اتفاقات مهم بود.

تقریبا می تونم بگم مهم ترین سال توی این 26 سال گذشته بود برای من...

سخت ترین تصمیمات زندگیم تا الان رو، توی این سال گرفتم و قطعا یادم نمیره چی کشیدم و چی دیدم و لطف خدای بزرگم رو که همیشه همراهم بود محاله فراموش کنم...

اولین نوروزیه که به عنوان یه تازه عروس واردش میشم و از خدا میخوام نگاه پر از لطفشو از زندگیم دریغ نکنه... 

در این بین دوستان با معرفت سابقم رو اینجا دارم و دوستای جدیدی پیدا کردم که دست تک تکتون رو به گرمی می فشارم...

باور کنید به امید دعای پر از خیر شما که شدیدا بهش محتاجم و حمایت و دلگرمیاتون اینجا نوشتم و می نویسم...

آرزو می کنم سال جدید لبتون پرخنده، دلتون پر از عشق، تنتون سالم، جیبتون پرپول و همای سعادت بالای سرتون در پرواز باشه...

عیدتون مبارک ... دوستتون دارم!!! قلب

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ maryam ]

[ نظرات () ]