یک فنجان عسل و عاشقانه ها

تنبل خانم!!!

سلام

می دونم خیلی بد شدم تنبل خانم شدم ولی از عمد نیست بخدا... توی جا بجایی که در محل کارم داشتم وظایفم صدبرابر شد و بماند که چقدرم در یکسال گذشته سختی کشیدم تو این خراب شده...

هنوز عروس نشدم ... عروسی من پروژه ای شده برای خودش.

عروسی انتهای سال عقب افتاد و شد اردیبهشت... اون موقع به دلیل اینکه دایی امید قرار شد بعد از 15 سال از آلمان بیاد ایران ( اردیبهشت ماه ) و غیر مستقیم عنوان کردن که اگر عروسی عقب بیفته دایی امید میتونه توی مراسم شرکت کنه و اینطوری در مدتی که هست اکثر فامیل رو ببینه و چون همسر آلمانی داره ایشونم خیلی دوست داره کنار خانواده باشه و باشون آشنا بشه.

منم استقبال کردم چون هنوز برای لوکس تر کردن جهیزیه م نیاز به زمان داشتم و از سمتی چون خونمون دیر حاضر شده بود نمیشد به میل خودم و اونجوری که دوست دارم سر فرصت چیدمان وسایل و دکور رو انجام بدم. اینجوری دیدم وقت میخرم برای خودم و چون برادرمم هم برای تجهیز کارگاهش مقدار زیادی از سرمایه خودش و پس انداز خانوادمو مصرف کرده بود احساس کردم اونا هم خوشحال شدن از اینکه عروسی یه کم می افته عقب. چون از لحاظ مالی باید دستشون بازتر بود هم برای آماده کردن خودشون و هم برای تهیه هدایای مناسب.

خب ما تصمیم گرفتیم شب میلاد حضرت علی عروسیمونو بگیریم که متاسفانه 20 روز قبلش عمه امید فوت کرد . یه جورایی عمه ش حکم مادربزرگشو داشت و همه خانواده ش توی بحران قرار گرفتن خصوصا پدرش خیلی بهم ریخت و هنوز که هنوزه شرایط روحیش درست نشده.

به هر صورت دیگه تا مهر عروسیمو نمی گیرم چون دایی امید هم قرار شد مهرماه بیاد ایران و توی اون ماه دوتا میلاد و شب عید هست و از سمتی من به هبچ وجه تحمل گرمارو ندارم. ماه آینده نمی تونیم عروسی بگیریم چون خانواده شوهرم هنوز عزادارن و فصل امتحاناته...

بعدش ماه رمضونه و بعدش هم هوا خیللللی گرمه و من بد گرما هستم... دیگه اینجوریا شد که مجلس من افتاد برای مهرماه. سالن عروسیمم عوض می کنم چون یه سالن بهتر پیدا کردم. تمام ورودی و شیرین سالن قبلی رو بهش پرداخت کردیم.

آرایشگاهمم قطعا عوض می کنم چون توی این مدت چندتا از آشنایان اونجا رفته بودن خیلی بد شده بودن.

قبل از عید با امید رفتیم نمایشگاه مبلمان ... از یه مبلی خوشمون اومد جوگیر شدیم خریدیمش.. حالا ما هستیم با سه دست مبل و یه آپارتمان 170 متری...

کلی از وسایل جهیزیه م روی جوگیری خریداری شده و به نظرم دیگه خیلی اضافیه بنابراین بعضیاشو گذاشتم برای خواهر دم بختم و اونم الان حسابی ذوق زده ست...

خدارو هزار مرتبه شکر می کنم بابت اینروزام... احساس می کنم برخلاف پارسال این موقع راضیم از زندگیم... راضیم از امید... خیلی احساس خوبی بهش دارم خوشحالم که هست دوستش دارم... اونم هزار برابر عاشقتر از قبله و مدام دورم می چرخه و مواظبه نگران و ناراحت نباشم... از کارش که بر میگرده تمام وقتشو اختصاص میده به من و کارام... و هر روز به یه بهانه ایی و سوژه ای خوشحالم می کنه... خدارو هزار مرتبه شکر...

حالا دنبال گیفتای خوشگلم... خیلی برام مهمه... لطفا هر ایده ای دارید برام بگید...

لینک بدید سایت معرفی کنید خواهشا... کجا می تونم گیفت یابود عروسی تهیه کنم؟ تهران هم نیستم جهت اطلاعتون... اگر سفارش بگیرن بفرستن که عالیه...

خاص و شیک بودنشون برام خیلی مهمه... همراهیم می کنید؟؟؟

رااااااااااااااااااستی یه خبر مهم... بنده در حال حاضر یه دختر 58 کیلویی هستم... یادتونه چقدر دوست داشتم لاغر بشم؟ از 72 کیلو رسیدم به 58.

راه حلشو بعد از یه کم اذیت کردنتون بهتون میگم. بعد از خودم دوتا از همکارام با 35 و 41 سال سن باربی شدن. هر کدوم بین 8 تا 11 کیلو کم کردن.

من گاهی اوقات از 58 به 57 و 56 هم میرسم و خیلی بشم دوباره میشم همون 58 کیلو.

بازم خدارو شکر خیلی خوشحالم...

در مورد مدل ایده آل لباس عروسمم باید بگم که من مدل رومی و پف دوست دارم... کسی آدرس از سایتای خارجی داره؟ یه کم ایده بگیرم که موقع انتخاب لباس ذهنم آماده باشه...

مثلا بالاتنه اینجوری دوست دارم...  ممنونم از راهنماییاتون...قلب

[ ۱۳٩۳/٢/٢٧ ] [ ٩:٤۸ ‎ق.ظ ] [ maryam ]

[ نظرات () ]